
گُمان عاشقی، بی تو برای من عذاب است از عشقَت آتشَم، رویای تو مانند آب است فقط از دوری وحسرت بگویم تا بدانی کنارِ تو، تمامِ لحظه ها احساسِ ناب است رسولشاعر:رسول مهربان...
ادامه مطلب
رویایی فرو رفته در باتلاقِ عمر در بُنِ لحظه های فراموش ناشدنی زیستن مبدل شده به یک خلا دور دست تاریک... حسی منجمد میان روزنه های سرد افتاب با دلبستگی فراوان به در آغوش کشیدن خورشیدشاعر:فاطمــه برازنـده...
ادامه مطلب
قدری لات ام قدری لوط چون حضرت والایش با اینهمه بد یاوه های من از من شنیدنی ست واژه در واژه می بافم چو گیسوی دلبران تا تو در شعر آیی و جهانم را به لب و چشم و گیسویت گره زنی. تو کجاییشاعر:جواد تبخ ...
ادامه مطلب
دلم گرفته و لنگ گذار روز و شبم دوباره ای رسدم کی دوباره تاب و تبم غریب و سرزده آمد غمی سراغ من رسید او وگمانم رسیده جان به لبم نزد دلم دم آخر به سیم آخر عشق کجاست شور جوانی و حال بی سببم دلم بهشاعر:سید رضا شاکری...
ادامه مطلب