شعر نو

متن مرتبط با «آغوش به انگلیسی» در سایت شعر نو نوشته شده است

مجموعه گپی به صرف چای_قسمت هشتم

  • نیلوبلاگ

    (۱)- بغض میشه، کلمه میشه اما گره میخوره توی گلو!+ چی؟!- فکر میشه، بیخوابی میشه اما سر میخوره از قلم و نمیریزه روی کاغذ!+ چی؟!- هر شعری که در کلمه جا نمیشه اما نگاه حریفش هست، هر حرفی که معیار نویسی و کتابی نمیشه ولی بیان عامه پسندش، ادیبانهترین شکل زیبا نویسی هست!+ حالت خوبه؟- نه! از کجا فهمیدی؟!.(۲)- کتابها آدم رو عوض میکنند!+ اینقدرام که میگی قادر به اثر گذاری نیستنها!- شاید اثر دونه دونهاشون به چشم نیاد، ولی وقتی در یک بازه زمانی کوتاه، تعداد زیادی کتاب میخوونی، انگار که وسط راه یه رشته تحصیلی جدید افتاده باشی!+ اما کتابهای غیر درسی برای سرگرمیه، وقت پر کن هست، حواست رو از روزمرگی پرت میکنند، آخرش مثل درسای دانشگاهی نمیشه!- زمان رو میبازی اگر کتاب غیر درسی رو فقط به قصد تفریح بخوونی یا...

    ادامه مطلب
  • مجموعه گپی به صرف چای_قسمت نهم

  • نیلوبلاگ

    (۱)- خدا اون روز رو نیاره که آدم تو تنهایی خودش، تنها بشه!+ انیشتین جمله قشنگی داره، میگه زندگیت رو به هدف گره بزن، نه آدما تا احساس خوشبختی کنی!- ولی بیعشق، دنبال بزرگترین هدفهای دنیا هم که بری از درون تهی شدهای!+ خیلی دنیا رو دخترونه نگاه میکنی، باید فارغ از جنسیت، قوی باشی، تو رو باید ببرم پیش دوستم، تا حرفاش رو بشنوی، یه بار بهم میگفت: بخاطر اینکه سالیان پیاپی در هزارههای پیشین زنان غار نشین بودن و مردان برای تهیه غذا شکار میکردن، توانایی فیزیکی زنان تحت تأثیر تغییرات محیطی و عادات زندگی کم شده، وگرنه هر دو در ابتدا به یک شکل توانمند بودن! فکرش رو بکن، دیوانه کننده است!- عشق مرد و زن نمیشناسه، ظرف وجود آدم که خالی از عشق باشه، انگار همیشه گم کرده داره، انگار همیشه یه چیزی کم داره، هیچ...

    ادامه مطلب
  • 20 - ( آمـد نـوبهـــار غنچــه دامــن بگـشاد )

  • نیلوبلاگ

    آمد نسیم نوبهارغنچه دامن بگشاد آمد چمن به رقص عندالیب فریاد چه رنگ ورویی یافت بستر چمن ازباد بهاری که اورا به رخسار افتاد چه مفرح شده بود انفاس هوا هم که بود همه ازقدوم این بهاریشاعر:صمد محسنی...

    ادامه مطلب
  • باز به خاموشی پناه بردم

  • نیلوبلاگ

    باز به خاموشی پناه بردم به سیاهی به سکوت دلم که می گیرد این تنها هنری ست که در من شکوفا می شود و به خلاقیت بغض های خفه کننده ی مسموم در پس ناگفته های بغض آلوده ام به قطره های یاسشاعر:مریم جلالوند...

    ادامه مطلب
  • شرح بهشت

  • نیلوبلاگ

    شرح بهشت دارد از روی تو حکایت حوری و وصف رویش از روی تو روایت تمثیل هرچه خوبی درچشم تو هویدا لب های غنچه ات زد برغنچه ها کنایت هر تار گیسوانت پر رمز وراز و زیبا گسترده همچو دریا مواج و بیشاعر:سینا درویش...

    ادامه مطلب
  • کوکبه آفتاب

  • نیلوبلاگ

    کوکبه ی آفتاب خمار درد تو هستم شراب می خواهم هوای مستی و حالی خراب می خواهم شرنگ شعله عشقم علاج بدنامی است زلال باده و قلبی کباب می خواهم اگرچه سردم و خاموش مثل خاکستر به جان خسته خودشاعر:علی معصومی...

    ادامه مطلب
  • 7 - ( انسان می شوم به قران)

  • نیلوبلاگ

    خدایا آخرش آدم می شود انسان هرگزوهرگزاونمی شود بدینسان آدم شدن هست درتوان انسان که انسان بتواند شود درهرزمان اگررفتاروکردارانسانی رافهمید هرچه خواهد میکند دردم وآن گاه درما اگرازشیطنتشاعر:صمد محسنی...

    ادامه مطلب
  • همرهی به سلمان

  • نیلوبلاگ

    « همرهي به سلمان » ما بر سر دو راهيم ، يك راه كفر و ايمان بايد چه راه پوييم ، در اين مدار دوران راه و وظيفه ي ما ، آيا كدام اينهاس ياران در اولين بار ، بـر من شاعر:حسن مصطفایی دهنوی ...

    ادامه مطلب
  • تا یک قدم به صبح

  • نیلوبلاگ

    در ساحتِ عبورِ ترانه های رویش بر صورتِ شرمگین نتِ تنهایی طلوع ترسیمِ سنفونیِ روشن باران بی هیچ لکنتی به گوش می رسد آن سایه روشنِ پویه های عاشقانه آن دل فریبی محزون ماهتاب آن هذیان مغروریشاعر:مجید ابتدایی...

    ادامه مطلب
  • مارا به خودمان بازگردانید

  • نیلوبلاگ

    مارا به خودمان بازگردانید ما فرزندان صلح بودیم و صداقتی که رو به انقراض است تمام کنید به هذیان گفتن های خود ما ثروتی داشتیم به نام امنیت وعشقی که در جانهای یخ زده ی این سرزمین دفن شده استشاعر:فرشاد صیدی کنگرشاهی...

    ادامه مطلب
  • با من به زبان آذري عشق بورز/سه رباعي جديد

  • نیلوبلاگ

    رباعي اول مانند فرشته و پری عشق بورز با شیوه مرغ سحری عشق بورز کندوی شکرریز سهند و سبلان با من به زبان آذری عشق بورز رباعي دوم غم بود به خانهها؛ نمیدانستیم... ما علت غصه راشاعر:عیسی محمدی...

    ادامه مطلب
  • این قافله عاشقی به جان داشت اگر ...

  • نیلوبلاگ

    حالا شدیم لقمه ی احقاق !! این س ا ل ه ا آیه های سکوتت به کدام سوره بود؟! . . این دوره فریادِ صندق شکمی ست !! رای ها را می بلعد ... *محمد کریم زادهشاعر:محمد کریم زاده نیستانک...

    ادامه مطلب
  • به یکباره خواستمت

  • نیلوبلاگ

    به یکباره خواستمت همچو مادری که دلتنگ تک پسر سربازش شده است همچو زندانی که در حسرت دیدن همسرش افسرده گشته است همچو گنه کاری که یک قدم مانده به مرگ در جستجوی توبه افتاده است همچو مسافری درشاعر:میلاد غریبی زاده...

    ادامه مطلب
  • منم به دام تو ای ماه رو همچون اسیر

  • نیلوبلاگ

    منم به دام تو ای ماه رو همچو اسیر روا نبود چنینم رقم زند تقدیر به حلقه سر زلف و به دیدگان سیاه نموده ای همگان را به کند و در رنجیر به خواب دیدمت ای مه که دست من گیری بریده ام دل از این خوابهای بیشاعر:آرمین نوری ارومو...

    ادامه مطلب
  • مخمل آغوش

  • نیلوبلاگ

    شب شد از سودای تو میل فراوان کرده ام باز کافر شد ،نفوسی که مسلمان کرده ام از نباتی وجمادی، روح حیوانی گذشت بر قدوس قامتت، تألیف ادیان کرده ام شانه ی شعرم متکای لمیدن های توست تکیه کن کینشاعر:الهام امریاس...

    ادامه مطلب
  • امشب بر نور مهتاب به دیدارم بیا

  • نیلوبلاگ

    امشب زیر نور مهتاب باز به پنجره خیالم بیا تا بدانی با بودنت چه ها خواهم کرد هر شب در امتداد دلتنگی پشت حصار طولانی انتظار کوچه خاطرات عاشقی را با آب چشمان پر حرفم از باران اشک سیراب خواهمشاعر:عبدالله خسروی...

    ادامه مطلب
  • تمام آن شبها..

  • نیلوبلاگ

    تمام آن شبها که من خیره در چشمهایت غزل می شدم تو چاقویت را تیز میکردی حالا نه این زخم کاری بدقواره خون آلود جای آن غزل هاست که می سوزد. _لطفا با دستمال صفحه را تمیز کنید بند نمی آید خونشاعر:آساره نظری...

    ادامه مطلب
  • به پای چشم آهویی دل شیری به زنجیر است

  • نیلوبلاگ

    به پای چشم آهویی دل شیری به زنجیر است چه غم؟ چشمان آهو هم، گرفتار دل شیر است میان ماندن و رفتن مردد میشود صیدی که فرزند دلش در چنگ ببر پیر تقدیر است به حال کوه میگرید، به پای صخره هایشاعر:علی ابرکان...

    ادامه مطلب
  • آخر بهار

  • نیلوبلاگ

    آخر بهار رسید.. بیا، برای آمدن تابستان گُل های گُلدان پیراهنت را در باغچهِ کنار حوض حیاطِ خانه بکار ماه را از آسمان بچین ستاره ها را نیز بر گوش هایت بیاویز و شعری بخوان برای ماهی ها تاشاعر:مرتضی سنجری...

    ادامه مطلب
  • عشقت ای مه رو به جان خسته من چون دواست

  • نیلوبلاگ

    عشقت ای مه رو به جان خسته من چون دواست گر ستانم بوسه ای زان لب حلال و بس رواست کی ز راه خوبرویان دل برون گردد دمی خود نشانی از جنون و خود خطا اندر خطاست چون رسد فصل گل و سرسبز گردد این چمن بایدیشاعر:آرمین نوری ارومو...

    ادامه مطلب