قواعد بازی در قالب ومضمون شعر

تعرفه تبلیغات در سایت

آرشیو مطالب

امکانات وب

<strong>قواعد</strong> <strong>بازی</strong> در <strong>قالب</strong> <strong>ومضمون</strong> <strong>شعر</strong>
سلام ودرودها
بر
گرامـــــــــــــــیانم !
وتهنییت و تبریک نوروز و بهار آروزی بهروزی و سلامت برای شما عزیزانم !نقد ونظری بر سرایشی به عنوان غزل از جناب ستار سلطا نیا نو
امّا سروده الهام " افسانه ی چشمانش "از چه اینهمه تلخ سرودی از عشق و غم یار
گر نباشد به دنیا مددی مگر مرده است ستار !برخی از نا بخردان گر ترا آزرده اند افشا کن
بهتر این که پنهان نمایی رخ خودت از اغیارهر چند عطر گل یاس را نمیشود پنهان کنی
رخ بنمای تا که زیبا سیرت تو نیز شود آشکارمن که دانی ! وکیل مدافع شاعرانه های توام !
تا بگویم همه را که گناه نیست زیبا رخسار.ستار سلطانیان
نیمه اول فروردین 97• سلاماستاد عزیز این سروده در قالبی سر گردان سروده شده که غزل نیست چون اقل غزل پنج بیتست و علاوه خیلی این نوع نگارش جنبه مکانیک پیدا کرده و اصلا هم این جنبه ی مکانیکی و زور زدن به اصطلاح وهم عدم تلطیف واژه ها با محتوا مغایرت دارد چون محتوای این ابیات به طرزی عاشقانه است و لی از کلمانی متناقض و متنافر و بی تجانس و انس سروده شده و
علاوه از ادبییت خالیست چرا چون بیان غیر مستقیم و در کنایات وتعریض نبوده و خیلی صریح و به محاوره نزدیکست گرچه از تاریخچه این نوع سرایش فرمودید
توسط خودتان وهمین چند روزه بوده ولی ما حال را می سنجیم
خیلی تکلف و سختی در سرایش زل می زند
و باید اول قالب انتخاب شود و این طرز ومبنای سرایش کلاسیک ست که خود استادید حال غزل که مورد نظر شماست و بعد ترتیب و تلطیف واژه ها اهمییت دارد در غزل
از کلمات خشک وخشن کمتر استفاده می شود
و این تقدیمی ها هم باید در بزنگاه خود وبهنگام وبه انداز ه باشد که اگر هرروز تقدیمی باشد اون لطافت کار کم می شود
وبیشتر سخن هست در محتوا که قصه داشت بسی
وبهنگام بیان خواهد شد
امّا با همه ی این تفاصیل ودفاعیه ای که نوشتید بنده مجاب نشدم و برای هربندی از فرموده های شما جواب دارم وقانع نشدم که این شعرست اول و دوم غزلست و سوم محتوای عاشقانه دارد واونهم لطیف و بعد چه کسی و کدام کتاب گفته چاربیت هم غزلست و اصلا روی لطیف بودن حرف هست و دیگر آوردن ترکیبی مانند " وکیل مدافع " کجاش لطیفه و به درد کجای غزل می خوره و چه نو آوری و صورت بدیعی به محتوای شعر بخشیده و علاوه بنده که ادبیات کلاسیک تدریس کرده ام مدید در هیچ جای غزل هیچ شاعری واژه "نابخردانه " را ندیده ام و محتوا اصلا با محتوای غزل نمی خواند و عرض شد که بسیار صریح و رک بود و دور از ادبییت و کنایات وتعریض و دیگر لوازم غزل
و اگر شما بفرمایید که درحا ل تمرین هستید خیلی بهترست تا سماجت رو ی موارد ی بکنید که همه قبول دارند که غزل نیست و یا لا اقل شعر نیست و یا خارج از قواعد
کلا سیکست که حتی خودتان می گویید
بله در واقع یک شعر و اٍثر فقط در نقد مورد ارزیابی و دقت نظر واقع می شود و اون نقد مر بوط به اون اثر خاص است و شاید دیگر اشعار مربوط به اون شاعر را منتقد نخوانده ویا نخواند به هر دلیل
و من تیک نقد و می زنم با اعتماد و اعتقاد و اونو از تیک نظرات جدا می دانم و سعی خواهم کرد در حیطه ی ادببات و بویژه شعر نظر بدم و با استناد کافی
و ایندو تیک را از هم بخوبی تشخیص می دم
ودر واقع ناگزیریم اگر منصفیم تن بدیم به نقد در همه ی امور به ویژه در اینجا که محفل شعرست به نقد شعر ،
و هر شاعری حتی از بزرگان ادب شاید شعری ضعیف داشته باشد و این با شان اون آدم مغایر نیست
و قضاوتهایمان مخصوصا در مورد خودمان نباید از سر تعصب و حتی احساس باشد هر کس وهراثر همیشه برای بهترشدن جا دارد نباید بخود غره شویم در اموری که به اشتراک می گذاریم که حق نظردادن و نقد رابا باز گذاشتن تیک نقد و نظر برای دیگران محفوظ می داریم ، در میدان نظر که قرار می گیریم بلاشک طرف داریم و زنده و دارای نقد ونظر
ونمی شود منتقد را خودمان انتخاب کنیم
و در مورد حرف حساب جز تسلیم و رضا چاره ای نداریم و هرگونه تلاش برای جا انداختن حرفی نادرست یک نو مغالطه حساب می شود و خطایمان مضاعف می شود در شناخت،
ما نباید فکر کنیم یکطرفه دستمان بالا می رود در رقابتها و من خیلی در باب اون "چهار بیت " معروف که من اونو "وکیل مدافع "می نامم حرف دارم که به هنگامه خواهد آمد
بارادت و احترام
نویسنده : محمد رضا جوادیان بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 21 فروردين 1397 ساعت: 17:41
برچسب‌ها :