كودك كار

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    آرشیو مطالب

    برچسب ها

    دو دست نازنينش اسير دام شب بود
    دو پاي كوچك او ز سرما جان به لب بود

    نگاهش سرد و بي روح، دلش آكنده از درد
    تنش رنجور و بيمار، رها در گوشه اي سرد

    به دنبال پناهي اميد و تكيه گاهي
    دوان در هر خيابان بدون سر پناهي

    در هر خانه را زد جوابي بي ثمر ديد
    به هر كويي كه سر زد تنش لرزيد و لرزيد

    ز عالم نا اميد و ز هر كويي فراري
    چو مرغي مي دويد او به هر سو و كناري

    دگر نايي ندارد توانش رفته از دست
    به دست آورده هرچه درون كوچه ها هست

    به زحمت خانه اي يافت سر كوي كساني
    كه ديشب سفره هاشان چنين بود و چناني

    به خواب رفت كودك ما در آن سرماي سوزان
    در آن حالي كه گشته درون جعبه پنهان

    يكي از آن اهالي، به قصد شركت و كار
    برون آمد ز خانه، ولي شد او گرفتار

    تمام كوچه بن بست، شده از برف و كولاك
    رها بايد شد از آن، به ياري نمك، خاك

    در جعبه گشود و يكي طفل چون كمان ديد
    دلش آزرد و اشكش ز روي خود روان ديد

    مثال طفل اين شعر، چه بسيار كودك كار
    اسير دست سرما، شدند غمگين و بيزار

    اگر ديدي تو روزي كسي افتاده در راه
    به ياريش بكوش و نكن دستش تو كوتاه

    در اين خانه نمانده نشان از مهرباني
    كمك كن تا نميرد مرام همزباني

    در وصف كودكي كه چند روز پيش درون محل نگهداري شن و نمك خوابيده بود. سكوت را رعايت نكنيد!

    نویسنده : محمد رضا جوادیان بازدید : 3 تاريخ : پنجشنبه 12 بهمن 1396 ساعت: 21:00
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها