یک شعر بگو

تعرفه تبلیغات در سایت
یک <strong>شعر</strong> <strong>بگو</strong> از غروب یک لبخند
تا غروب جمعه
همه چیز دلگیر تنهایستاز شاعری بر شعرهای مچاله می گرید
تا بامداد ابرآلود
همه در معجزه نوسان خیال.. منتظر!شاعر واژه هارا فراموش کن!
کلامی بگو:
از تن زخمی شقایق
از صورتک های سیاه و سفید
ازحنجره پر تلاطم باد
از گریه های ابر بهارتا غروب چشم غازهای وحشی
تا اهلی ترین چشم زمین
یک شعر بگو!!از غروب یک لبخند
تا غروب جمعه
تشویش در مرداب دلم موج می زند!
در این مرداب مسموم
لبخندی ازتو در من گل نکرد!!!
نویسنده : محمد رضا جوادیان بازدید : 0 تاريخ : جمعه 24 فروردين 1397 ساعت: 7:48
برچسب‌ها :

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :