مستعمره | بلاگ

مستعمره

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

یا وهاب

چقدر شاعر شدم امشب
میان کودتای مردم تب ریز چشمانت

گریزانم از آن جنبش
که جنباند، انقلابی را
به پایِ پایه هایِ این جمالِ دین

به یغما رفته ایمانم
کجاست آن ناصرِ دینم
که چشمان سیاهم را
قجر بانو خطاب کرده؟!

چه استبداد و بیدادی!
در این تحریم تن با او
نفهمیدم چرا...
.
.
دل مشروطه خواهم را
بدون مرز و قانون
انتخاب کرده!

عجب دستان قزاقی!
درست مثل رضاخان بود
کشید چادر ز احساسم
و کاری کرده با عقلم
که پیش چشم بد مستش
دلم، کشف حجاب کرده

عجیب ست!
ترک من، چای را
چرا بعد از دو عهد داغ
به جای قهوه ی چشمم
شکربار انتخاب کرده

ببین...
میرزای اشعارم
دوباره انقلاب کرده
خزان و بهمنِ تن را ، درون التهاب کرده

تو نیستی تا ببینی که
چقدر شاعر شدم امشب
میان کودتای مردم تب ریز چشمانت
تو تب ریزی تراز این تن، نخواهی یافت
بیا خان زاده ی شعرم...

#جنبش#مشروطه خواه#میرزای شیرزای#قیام مردم تبریز#جمال الدین#ناصرالدین# عهدنامه ی ترکمنچای#تحریم تنباکو
#رضاخان#کشف حجاب

با احترام ناز بهمن 96
فصل عاشقانه های درباری

...
نویسنده : محمد رضا جوادیان بازدید : 2 تاريخ : يکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت: 3:33