آگاهی

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

آرشیو مطالب

جستجوگر

امکانات وب

برچسب ها

"بیچاره دلم در تب دیدار تو گم شد"

فرزین مرزوقی بیچاره دلم در تب دیدار تو گم شد
هر لحظه و آنم که به انکار تو گم شد
دل برده دلت از دل دیوانه ی غافل

زخم هاى سرخ ياقوتى

غزل آرامش مرا آتش بزن...من سوختن را دوست مى دارم
من از ققنوسها آموختن را دوست مى دارم
به شب آويختم فانوس

مرغ مگس

رضا هراتي اين ريل هميشه موازي است !
كمي زنگ زده
اما
موازي ،
ايستگاهي در ميان نيست ، رطوبت و جلبك ، چنار

"روزهای رفته را نگاه نمی توان شست"

فرزین مرزوقی روزهای رفته را
نگاه نمی توان شست
تا شبدر این خاطرت
یونجه پشمانی من است
بذر این حماقت
آخرین تصوی

"در تقبیح این روزهای سکون چشم ها نمیمیرند"

فرزین مرزوقی در تقبیح این روزهای سکون
چشم ها نمیمیرند
و خاطره ها ی سکوت و عبور
راوی این روزهای نمور
برای آی

كرج

دلي خون از جهان زرد داريم
به اين دنيا نگاهي سرد داريم
كرج! بس كن تو ديگر لرزه ات را
كه ما در حد

"تفهیم می شوم عشق را با لبخند نگاهت"

فرزین مرزوقی تفهیم می شوم عشق را
با لبخند نگاهت
چه ساده در نگاه آفتاب پرواز کردیم
و چه ساده تر
آسمان نگاهت
ش

ما گل های خندانیم

خانم بخر.. بخر آقا.. حراج شد
گل های خاطره، یکجا حراج شد

حساب و کتاب

زهرا موسی پور
میان بستری از خاک، خوابِ من خوش باد
به سر رسیدنِ فصلِ عذاب من خوش باد
چه قدر خسته ام از روزگا

بهاردرزمستان

تکه ابری ازبهارم
زمستان ها...
گوشه کنارآسمان...،
بغض سنگینی درسینه دارم
سبزه زاران شاهداند
با

پری چهره

مرتضی حاجی اقاجانی پری چهره
*********
آهای
پری چهره
دل شیدایی
من را
با سکوتت
سلاخی نکن
جغرافیای
احساس
این جه

انکار

انکار
تا کجا باید غلط پنداشت این افکارها
تا کجا باید فراری شد از این انکارها
می فریبد این بی

* * 0 « بچّه زمستون اومد »

سلیمان بوکانی حیق « بچّه زمستون اومد»
=============
بچّه زمستون اومد
برات یه مهمون اومد
برفهای زیبای اون
تو دشت

قصه ي نيش افعي

سیده مریم جعفری فريب دل مار از افعى است
قضا از شبي نكهتي نفعي است
.
كمك حال شيطان قضايي قدر
ز قصه دو تا موش بد و

لبابِ کلام 30

اگر کوهی ز غم در سینه داری
مبادا نزدِ هر کس بر لب آری

بومرنگ

بابک رضایی آسیابر تراز گهواره
درکُشندگی دیرپا
به دستان چرخشی ناز
اینجا پیوند نژادی گُسسته و برهنه،
بومرنگ برانگیخ

فتنه

سید حجت اله طباطبایی صد فتنه نا ثواب کردی تو چرا
این جامعه را خراب کردی تو چرا
امروز بر زیان ما چرا میکوشی
آینده ما خ

" توکا "

می ترسد افرا
باد می پیچد، نمی بیند.
شبی تاریک-
_______هیچکس نیست، پیدا
صدای برگ سرو-
_______می

مشهد الرضا

محمد کریم زاده نیستانک .مشهد الرض
*************
.
.
تا مُهر تو ویزای زیارت، بنموده
پایم به خیال حرمت صبر، ربوده

طرح نگاه

محمد لالوی یک شب این طرح نگاهم به دلت میشیند
آخرین شوق گناهم به دلت میشیند
نیست حتی به جنون واری من حالِ کس

نامه ای به "شما"

بامداد همراه آیا صدای ِ من به شما می رسد هنوز؟!
بعد از تمام ِ خسته شدن ها و خودسری
من هستم آنکه چشم به دیدار ِ

ایران

محمدرضا جعفری ایران
قلب ماست !
و باید
عماره ها را در مسیرش داد ،
و آنگاه
دلتنگی ها را از او گرفت
و به کوهِ

من نه منمــــــــــــــ

ابراهیم حسینی بر که پناه گو برَد،رانـــــــــده زِ بارگاهِ تو، ؟
کاین خسِ راه تو منم،مانــده یِ بی پناهِ تو..

زمستان

طيبه حسني رویِ زمین را بوسه زد برفِ سپید
وقتی زمستان آمد و بهمن رسید
بر رویِ شاخه های نازک درخت
خونِ دلِ یا

بینایی

علی چناری بنگر...
اشک هایم را ببین
دل شکسته..! نه
دل مرده ای اینجاست
اشک مرده را خریداری هست.؟
مرده را د

نیامدی ...

رضا محمدصالحی نیامدی ، سر ِ این غصه باز می ماند
نگاه منتظرم در حجاز می ماند

نیامدی ، سر عُمرم فرود آمده

برق چَشمان تو

لیلا صالح یادمان رفته که شب ها به چه زجری طی شد!؟
پس چه شد رأیِ تو برگشت و بهارم دی شد!؟
جنگل مهر و وفا را

قامت لرزان نجابت

مستانه دادگر(ماهور) مرگم را
در سرزمین تو می خواهم
بی آنکه نامت را بدانم
یا زبانت را خوانده باشم
یا بر شنزار خفته ا

پرچم اعلا سروجانش بوود....درآتش پرچم من هم سوختم

عبدلرسول بلاغی پور سرم به سجده زدم ...عالمم دگرگون شد
صدای عدل زدم ...حنجرم پرازخون شد
گسستم ونشکستم زدست دشمن دون
و

دلتنگی

مجتبی بضاعت پور پشت دیوار سکوت
دست نارنجی احساس در این تاریکی
اشتها از دل هر قاصدکی می گیرد
کوچه ها پر شده از

وقتی نگاهم می کنی

صدیقه اکبری(سوگند) وقتی نگاهم می کنی
=======
قلبم به تندی می زند، آهسته نزدیکم بیا
مشتاق دیدارم وَلی، دارند

فروغم

مسيحا الهياري (ناجي) دوستم نداشتی قبول
بد بودم درست
.....
.....
تنها این را بگو او چه چیزی برایت داشت که من نداشتم

الا ای طالبان شهر پیـران(پيرانشهــر)2

رسول بوكاني هيق الا ای طالبان شهر پیـران/ شمائيد وارث مُلك دليران
اگرخواهيد كه باشد شهرتان، گل/ هميشه پُرگل وآلاله

روایت ِ آه

هادی بهروزی کاسه های فلزی و خالی ...
حجم ِ عریانی از قطرات ...
خیسی ِ چشم های مردم ِ چشم ...
لذت ِ درد ِ دل ،

(( مـن پرتقـالـی ام ... ))

محمد ابراهیم جاذب نیکو (جاذب ) (( مـن پرتقـالـی ام ... ))

تـو ، اهل سـیب و انـاری ،
من ، پرتقالی ام
پس فرق می کند

چراغ های خاموشِ رابطــه‌...

طاهره (میترا) عرب 1
تا وقـتى
عشــق
المـاسِ درخشـانى است
زینت‌بخش ِ ويتـرين‌ِ رابطـه،
آغازهايـمان را
پايانى جز

نویسنده : محمد رضا جوادیان بازدید : 0 تاريخ : چهارشنبه 13 دی 1396 ساعت: 19:17
برچسب‌ها :
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها